اهنگ های زیبایی محمد اصفهانی
خبر-تحلیل-تفسیر-نقد
کارگرهایش هم با لباس کثیف مشغول به کار بودند و به خاطر همین مغازه اش به فری کثیف معروف شد. دو مغازه بسیار کوچک و ساده و نه چندان غریب که بسیار نامرتب هستند. با نوری سفیدرنگ و معمولی و تجهیزاتی ساده و رنگ و رو رفته بدون آنکه لزوما کثیف باشد و بی آنکه آشپزخانه جدایی داشته باشد.
عموی تشنگانم، اخای مهربانم، برادر جان ابولفضل (30 دقیقه)
خیمه ها را بنگرد عباس (ع) (20 دقیقه)
چو دیدی زینب کبری به اطراف حسین اعدا (30 دقیقه)
شام غریبان غربت نهایی ماست (58 دقیقه)
از غمت پریشان شد زینب کبری.. (5 دقیقه)
در سینه دارم داغی نهفته کز تشنه کامی اصغر نخفته (1) (57 دقیقه)
در سینه دارم داغی نهفته کز تشنه کامی اصغر نخفته (2) (18 دقیقه)
بنشین تا به تو گویم زینب غم دل با تو بگویم زینب (28 دقیقه)
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
برای دانلود نوحههای دیگر از «حسین فخری» به این وبلاگ مراجعه کنید.
روزنامه شرق در گفت وگویی با رامین مهمانپرست سخنگوی وزارت خارجه ایران، نوشت:
*من قبلا سفیر در قزاقستان بودم. در زمانی که جناب آقای خاتمی رییسجمهور ایران بودند یک سفر رسمی به قزاقستان داشتند و در آن سفر به اتفاق آقای نظربایف، رییسجمهور قزاقستان در این اجلاس شرکت کردند. یعنی یک بار ایران در سطح رییسجمهور در این اجلاس شرکت کرد. در یکی، دو سال بعد از آن دیگر کسی از ایران شرکت نکرد تا اینکه آقای احمدینژاد رییسجمهور شدند و آقای خاتمی مسوولیت اجرایی نداشتند. با این حال برای شرکت در این اجلاس از ایشان مجددا دعوت شد که آقای خاتمی شرکت کردند.
*خبرنگاری در قزاقستان از آقای خاتمی سوال کرد که در زمان اصلاحات که شما رییسجمهور ایران بودید و بحث گفتوگوی تمدنها مطرح بود و بحث صلح و آرامش و تنشزدایی، رفتار جهان با ایران رفتار متعادلتری بود و غرب با ایران رابطه خوبی داشت ولی از زمانی که رییسجمهور جدید ایران کار را در دست گرفته، مدام بحث جنگ و درگیری و تنش و انزواست، فکر نمیکنید آقای احمدینژاد باعث این وضعیت در سیاست خارجی ایران شده؟ آقای خاتمی گفتند موقعی که من رییسجمهور ایران بودم و بحث صلح و گفتوگو را مطرح میکردیم و سازمان ملل پیشنهادمان را پذیرفت و سال 2001 را بهعنوان سال گفتوگوی تمدنها تصویب کرد و بحث تنشزدایی در سیاست خارجی ما حاکم بود، در همان دوران آقای جورج بوش ایران را محور شرارت اعلام کرد. آن موقع اصلا آقای احمدینژاد مطرح نبود و کسی هم به خاطر سیاست آقای احمدینژاد موضعی علیه ما نمیگرفت، پس شما دروغ میگویید این ربطی به آقای احمدینژاد ندارد.
یك بار دیگر هم گفته بودم كه وقتی داخل یك مغازه تلویزیونفروشی، مصاحبه من همزمان از 10تلویزیون بزرگ پشت شیشه مغازه پخش شد و مردم من را دیدند، انگار همه دنیا را به من داده بودند. فكر میكنم با این علاقه تا آخر عمرم به كار دوربینی ادامه بدهم. فقط اگر سنگاندازی نكنند و اجازه بدهند این كار را ادامه بدهم خیلی خوشحال میشوم.
آورده اند که در روزگار نوشروان دو مرد بیامدند و بر درگاه او بایستادند. یکی به آواز بلند گفت: بدمکن و بد میندیش. و یکی گفت: نیکی کن و نیکی اندیش، تا تو را نیکی آید پیش، نوشروان فرمود : واعظ اول را هزار دینار بدهید و دوم را دو هزار. خواص و ندیمان از حضرت ملک سئوال کردند که هر دو کلمه را یک معنی بود، در صلت و انعام ایشان تفاوت به چه سبب بود؟ گفت: این یکی همه نیکی گفت و آن دیگری بدی یاد کرد، و هیچ نیکی بهتر از دوستی نیکان نیست، و هیچ بدی بهتر از دوستی بدان نیست.

آمدم ای شاه پناهم بده/ خط امانی ز گناهم بده
ای حرمت ملجأ درماندگان/ دور مران از دَر و راهم بده
لایق وصل تو که من نیستم/ إذن به یک لحظه نگاهم بده
لشگر شیطان به کمین من است/ بی کسم ای شاه پناهم بده
در شب اول که به قبرم نهند/ نور بدان شام سیاهم بده
به نقل از آینده
داشتن صدای خوش برای تلاوت قران یكی از ویژگیهای اصلی است و پیامبر خدا هم فرمودهاند كه «اذان و قرآن را با صدای خوش بخوانید» همان صدای آسمانی كه در حنجره و نهاد استاد شجریان وجود دارد.
بقیه این گفت و گو در ادامه مطلب
پرونده بهنود شجاعی بسیار آزار دهنده بود. متاسفانه بهنود خیلی زجر کشید. خانواده مقتول ابتدا اعلام کردند حاضرند وی را ببخشند اما وقتی مصطفایی - وکیل فراری - متوجه موضوع شد آن را مطبوعاتی و بین المللی کرد تا آن را به نام خود تمام کند.
انتقاداتم در زمان آقای خاتمی همگی چاپ شده است و هیچ كس نمیتواند ادعا كند سخنانم متضمن توهین بوده است. شاید در برخی مواقع از نظر عقیده تندروی كرده باشم ولی مواردی كه انتقاد میكردم جای انتقاد داشت. من آقای خاتمی را از نظر اخلاق و برخوردش با طرفهای خارجی از نظر ادبیات هرگز نقد نكردم و اعتراف كرده و میكنم به نقاط قوت آقای خاتمی ولی به لحاظ اعتقادی مسائلی وجود داشت كه جریان آقای خاتمی در برابر لیبرالیسم و سكولاریسم نرمش نشان میداد. در بعضی حوزهها تعرض میشد كه درباره این موارد انتقاداتی را مطرح كردم.
به نقل از آینده
پسر جوان نفس عمیقی كشید و با حالتی تاسف بار افزود: داخل باغ منتظر دختر خانم بودیم كه دوستم گوشی تلفن همراه خود را روشن كرد و گفت: از ارتباط خود با آن دختر فیلمبرداری كرده است. در این لحظه با لبخندی گوشی را از دست او قاپیدم تا آن تصویر كثیف را ببینم اما وقتی دقیق نگاه كردم متوجه شدم آن دختر جوان خواهر خودم است كه ...!
هرکه باشدنظرش در پی ناموس کسان/پی ناموس وی افتدنظربوالهوسان
ادامه مطلب در لینک زیر:
اشتباه رضاشاه در كنار گذاشتن عرف و عادت مردم نباید تكرار شود. هنوز بعد از هشتاد و اندی سال روزنامه های كشور، اقوال وزیران و مدیران را اصلاح می كنند كه منظور مسئول تومان بوده است نه ریال! درحالیكه این خطای 10 برابری یعنی 1000 % خطا! بهتر است به همین عادت 800 ساله مردم تمكین كنیم و تجربه و بن بستی دیگر را نیآزماییم. / اصطلاح "تومان" در مسائل نظامی ایران به یك قشون 10 هزار نفری اطلاق می شد. لذا فرمانده قشون 10 هزار نفری را هم "امیرتومان" یا "تومان باشی"می گفتند كه رجال نظامی و سیاسی زیادی در سده های گذشته دارای رتبه نظامی "امیر تومان" یا "تومان باشی" بوده اند مانند مظفرالسلطنه امیرتومان.
سال ۷۰ از دفتر رییس جمهور (آقای رفسنجانی) وقت گرفتم و بچهها را بردم. ایشان هم به وزیر علوم دستور داد دوقلوها را با سهمیه ریاست جمهوری سرکلاس حقوق دانشگاه تهران بنشانند./ آن موقع مرحوم امام عراق بودند. زنگ زدم به دفترشان. وضعیت بچهها را شرح دادم. گفتند اینها ۲ تا انسان هستند و اجازه چنین عملی را از لحاظ شرعی ندارید.
مابقی در ادامه مطلب
حجتالاسلام فرزاد فروزش امام جماعت دانشگاه علوم پزشكي تهران كه شب گذشته براي نجات يك دختر جوان از چنگال 2 نفر از اراذل و اوباش از جانگذشتگي كرده و هماكنون در پي نجات دادن اين دختر، در آستانه نابينايي چشم راست خود قرار گرفته است، در بخش اورژانس بيمارستان فارابي تهران و در حالي كه خون چشم وي تمام لباسهاي وي را پوشانده بود، در تشريح اين واقعه به فارس گفت: ساعت 22 شب سهشنبه در خيابان شريعتي، پائينتر از خيابان ملك به همراه 2 نفر همراه داخل خودروي خود در حال عبور بوديم كه ناگهان صداي فريادهاي دختر جوان را شنيديم.در هنگام درگيري، يكي از آنها كه شيشه نوشابهاي در دست داشت، اين شيشه را با زدن به بدنه موتور شكست و سپس با آن چندين ضربه به چشم راست من وارد كرد كه نتيجهاش را مشاهده ميكنيد.

به نقل از فردا نیوز
محمد پس از كارهای روزانه كنار نهر جوی آبی خسته و افتاده نشسته بود. از سپیدهدم آن روز تا دم ظهر یكسره كار كرده بود. به پشت دراز كشیده بود و به ازدواج و آینده خود میاندیشید. چقدر علاقه داشت همه فرزندانش را خوب تربیت كند و آنها را جهت تحصیل علوم دینی و سربازی و خدمتگزاری امام زمان (ارواحنافداه)، به نجف اشرف بفرستد. خودش كه در این باره به آرزویش نرسیده بود. در فراز و نشیب زندگی، درس و بحث طلبگی را نیمهتمام گذاشته و از نجف به «نیار» برگشته بود.
«عجب خیالاتی شدم، با این فقر و فلاكت چه كسی عقلش را از دست داده تا به من دختر بدهد؟! خوب درست است كه خدا روزیرسان و گشایشبخش است، اما من باید خیلی كار كنم. امسال شكر خدا، وضع زراعت و باغ و دام بد نبود، ولی...».
از فكر و خیال كه فارغ شد، زود از جا برخاست. ترسید كه وقت نماز دیر شده باشد. لب جوی نشست تا آبی به سر و صورت خسته خود بزند كه سیب سرخ و درشتی از دورترها نظرش را جلب كرد: ...عجب سیبی! ...چقدر هم درشت! ...چقدر قشنگ و زیبا!
سیب را كه گرفت، با شگفتی و خوشحالی نگاهش كرد. اول دلش نیامد بخورد. اما مدتها بود كه سیب نخورده بود. یك لحظه هوس شدیدی نمود و در یك آن، شروع به خوردن كرد. سیب كه تمام شد، ناگهان فكر عجیبی در ذهنش لانه كرد و شروع به ملامت خود نمود:
«ای وای! این چه كاری بود كردی محمد؟! این بود نتیجه چندین سال طلبگیات؟! ای دل غافل!... خدایا ببخش!... خدا میبخشد، ولی صاحب سیب چطور؟ امان از حقالناس!»
نمي دونم چقدر اهميت داره اين نظرسنجي اما خوب به نظرم نميشه جمعيت بزرگ مسلمانان آلمان رو ناديده گرفت
سلام
دولت مركل، كه بنا به گفته كارشناسان طي روزهاي گذشته با هدف ممانعت از به رسميت شناخته شدن دين اسلام در قانون اساسي آلمان و ايجاد محدوديت براي جامعه مسلمانان آلمان در كليه عرصههاي فرهنگي و سياسي، اقدام به برگزاري يك نظرسنجي مغرضانه كرده است.
اين نظرسنجي در يك پايگاه اينترنتي كه به سفارش دولت آلمان راهاندازي شده برگزار ميشود و طي آن در مورد قرار گرفتن و يا نگرفتن دين اسلام ميان اديان رسمي آلمان، همانند اديان مسيحي و يهودي، سؤال شده و از بازديدكنندگان از اين پايگاه خواسته ميشود كه نظر خود را ابراز كنند (سوال مي کنند آيا دين اسلام بايد در آلمان مثل دينهاي ديگه به رسميت شناخته شده باشد).
اين در حالي است كه اكثر مسلمانان از اين نظرسنجي بياطلاع هستند و لذا محافل صهيونيستي در آلمان هرروزه از طريق عوامل خود اقدام به افزايش رأي منفي در اين نظرسنجي ميكنند.
از كليه مسلمانان داراي احساس مسئوليت دعوت ميكنيم تا با مراجعه به آدرس پايگاه اينترنتي مذكور در برهم زدن اين بازي صهيونيستي مركل، به مسلمانان ساكن آلمان ياري رسانند. براي اين كار كافي است تا با مراجعه به پايگاه اينترنتي
http://www.tagesschau.de/inland/wulffrede112.html
و بعد از انتخاب گزينه
"ja" يعني بله
روي
"zur auswertung" يعني ارسال براي ارزيابي
كليك نماييد
منبع:حاج میرآقا زنجانی
آیت اله سید اسماعیل موسوی مشهور به میر آقا (امام جمعه فقید زنجان)
فرزند سید عباس در سال 1307 هجری شمسی در روستای پری از توابع ماهنشان در استان زنجان به دنیا آمد در کودکی پدرش از دنیا رفت و در دامان مادر و تحت تکفل برادرش بزرگ شد جهت تحصیل علم به مکتب خانه روستا رفت و ادبیات فارسی را فرا گرفت در 13 سالگی با راهنمایی شیخ عزیزاله خسروی جهت تکمیل معلومات خویش به شهر زنگان آمد و سه سال به فراگیری جامع المقدمات و سطح اول پرداخت در شانزده سالگی به شهر قم مشرف گشت و با شهید محراب اسداله مدنی آشنا و از محضر وی استفاده کرد و بعد از هجرت شهید مدنی، دروسی عالی و خارج فقه و اصول را از محضر استادان بزرگواری چون آیت اله بروجردی و محقق داماد فرا گرفت. وی در تحصیل خارج با سید مهدی روحانی، سید موسی شبیری زنگانی، احمد آذری قمی و جلال الدین طاهری اصفهانی هم بحث بود.
در سال 1352 به پیشنهاد آیت اله صدر برای اقامه نماز و ترویج مبانی شریعت به تهران منتقل گشت و در یکی از مساجد غرب شهر به انجام وظایف دینی و اجتماعی خویش مشغول شد درسال 1355 پسرش به نام سید مهدی شهید شد و فرزند دیگرش نیز مدتها زندانی بود و با پیروزی انقلاب اسلامی آزاد گردید او در تهران با همکاری شهید بهشتی، شهید مفتح، کنی و امامی کاشانی و... در زمینه علوم اسلامی کار تحقیقاتی گسترده ای انجام داد که اکنون قریب 60 هزار فیش آن موجود است.
در سال 1361 پسر دیگرش به نام سید محمد صادق در عملیات بیت المقدس شهید شده مرحوم آقا سید اسماعیل در شعبان 1402 به عنوان امام جمعه زنگان و در 1403 به عنوان نماینده ولی فقیه در استان زنجان برگزیده شد و در تمام دوره های مجلس خبرگان رهبری به عنوان نماینده منتخب مردم استان حضور داشت سرانجام در صبح روز چهار شنبه 27 آذر ماه 1381 هنگام زیارت مرقد مطهر امام رضا علیه السلام به علت سکته قلبی از دنیا رفت.
خواهر «آمنه» دختر قربانی اسیدپاشی در نامه ای تکاندهنده درباره پرونده خواهرش خطاب به منتقدان قصاص، عنوان کرد: «آیا شما تضمین میکنید، اگر مجید موحدی بدون قصاص آزاد شد، خواهر من و خانواده ما و من که شاکی اولیه بودم در امان خواهیم بود؟ شما درمان آمنه را که خانواده موحدی هیچ بخشی از آن را نپرداختند و زحمت تهیه پولش را هم به خود تحمیل نکردند به شکل واقعی و جدی نمیبینید؟ شما میدانید هر عمل آمنه با وجود تخفیفها چقدر هزینه برداشته است؟ هر عمل، دو الی هفتهزار یورو. به آن اضافه کنید هزینه انواع داروها و پمادها و کرم ها را؛ آن هم چندبار در طی روز. روزی که آمنه به تنهایی برای دوشگرفتن رفت و کاسه چشمش را خالی یافت وغش کرد، شما کجا بودید؟»
شیرین بهرامینوا، خواهر «آمنه» قربانی پرونده جنجالی اسیدپاشی در این نامه خطاب به یکی از منتقدان قصاص خواهرش نوشت:
مابقی در ادامه مطلب
چند وقتی است که اخبار درباره این شخص موسوم به اسطوره مجددا داغ شده و بحث درباره ایشان بالا گرفته است.
عده ای نان را در انتقاد و حمله به وی میابند و عده ای در دفاع از او.
اما واقعا این فرد مستحق این همه حمله و انتقاد است؟ آیا شایسته این همه تمجید و تشویق و سکوت در مقابل یکه تازی و تکبرش هم هست؟
چرا ما تعادل نداریم؟
در یک پاراگراف بگویم نه مستحق حمله و تخریب است و نه لایق چنین تمجیدی که اسطوره نامیده شود و گفته شود فوتبال ایران و حتی کشور ایران به واسطه این آقا شناخته شده است؟ افراط و تفریط!!!!!
ایشان به موجب افراط ها و تفریط ها مشهور شده و در هر دوره به دلیل حمایت افراد خاص.انصافا به گذشته وی نگاه کنید و ببینید چه افتخاری در دوران های یکه تازی اش در تیم ملی برای تیم ملی و کشورمان کسب کرده.
طوری میگویند که فوتبال ما و کشور ما را با نام علی دایی می شناسند که گویی ایران یک کشور ناشناخته و جزیره ای دور افتاده در میان آبهای اقیانوس کبیر بوده و به واسطه این آقا کشف شده است.
نه خیر ! کشور ما با این همه اسطوره های تاریخی و با این تاریخ پر افتخار و حماسه های مردان دلیرش که انقلاب و دفاع جانانه شهدا از مرزهای مورد تجاوز قرار گرفته اش از نمونه های قابل لمس در عصر حاضر است شناخته شده ترین سرزمین برای جهانیان در زمینه وجود مردان راد و پهلوانان نامی بوده است.
این آقا از صدقه سر فوتبال به همه چیز رسیده و باز هم متکبرانه طلب کار است و توقع دارد مجسمه ای از طلا برایش بسازند.
سوال من اینست:
بازی های نسبت به بازیکنانی مثل پروین- ناصر محمدخانی-حمید درخشان-صمد مرفاوی-قلیچ خانی-قایقران-قاسمپور-کرمانی مقام-و و و .. زیبایی انجام میداده
گلهای سرنوشت سازی به تیمهای مطرح در بازیهای حساسی زده مثل گل خداداد به استرالیا گلهای مهدوی کیا به چین گل هاشمیان در مرحله مقدماتی جام جهانی ۲۰۰۶ یا گل های کریم باقری هافبک تیم ملی نه مهاجم آن!!!
تنها او بوده در تیمهای اروپایی بازی کرده و افرادی مثل مهدوی کیا(که۱۱سال در هامبورگ فیکس بود)هاشمیان و کریمی در رویا لژیونر بودهاند و علی دایی همیشه فیکس بوده و به تنهایی به اندازه این آقایان سابقه حضور در بازی ها بصورت فیکس را داشته است؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟
افتخارات جهانی مثل رضازاده کسب کرده و در میادین رسمی و بزرگ مثل جام جهانی آقای گل شده یا بر اساس آمار غیر رسمی و نامعتبر و بر اساس لطف مربیان که در طول دروان بازیگری اش در تنها تیمی که همیشه فیکس بوده تیم نگون بخت ملی بوده است حتی در مقابل تیمهای درجه ۴
بله ایشان میتواند برای تیمهایی مثل گوام هند پاکستان مالدیو تاجیکستان ترکمنستان ویتنام نپال لائوس مهاجم خطرناکی محسوب شود بنده هم همینطور ولی در مقابل تیمهایی مثل یوگسلاوی آلمان آمریکا مکزیک پرتغال و حتی آنگولا در جامهای ۹۸ و ۲۰۰۶ ایشان به عنوان تنها مهاجم فیکس چه کار مثبتبی به غیر از راه رفتن بر روی اعصاب مردم انجام داده است؟
بیایید مسئله را تمام کنیم و بگذاریم که این آقا پی کارش برود و به تجارت بپردازد و ما هم اعصاب راحتی داشته باشیم.
به نقل ازایرانشهر
آنچه در پی میآید بخش نخست مقالهی دکتر جلال متینی است که ۲۲ سال پیش در پاییز ۱۳۶۸ (۱۹۸۹) در مجلهی ایرانشناسی (سال اول، شمارهی ۳) منتشر شده است. این مقالهی ارزشمند که دو سال، پیش از استقلال اران (۱۹۹۱) که جمهوری آذربایجان خوانده میشود، منتشر شده، دربردارندهی اشارههای بجایی برای نمونه دربارهی نام دروغین آذربایجان شمالی و جنوبی! است که استاد متینی بیش از دو دهه پیش با تیزبینی به واکاوی این جعلیات پرداخته و به ایرانیان هشدار داده است.
«امسال در مدارس شوروی از دو درس تاریخ و علوم اجتماعی، امتحان نهایی به عمل نخواهد آمد، زیرا در چند دههی گذشته، تاریخ آن کشور به صورت کاملا تحریف شدهای در کتابهای درسی مورد بحث قرار گرفته است.» روزنامه ایزوستیا*
مادر در این خانه تمرین فرشته بودن میكند و فرزندانش در زیر تكه سقفی با ذره هوایی برای نفس كشیدن راضی اند، نگاه خیره ام را از روی چهره بیمارگونهاشان بر روی فرش دستبافت فرزند بزرگتر میدوزم و طنین صدای فرشته خانه را به نجوا میشنوم. این یك بیماری پوستی است به اسم " گزرودرماپیگمن توزا ".
اینجا دیوارها بلندتر از تنهایی نیست، اینجا چشمها خیره به دستان دیگری نیست، هرچند نگاهش كم نور و تار است اما لبخند كش آمده بر روی لبانشان حكایت از این دارد كه "هر چه خدا خواهد". این جمله آنهاست كه شاید برای همیشه در ذهنم نقش می بندد.
آنها پر از یگانگیاند پر از زندگی. آری درست است كه در دنیایی كه همه دندانهایشان را تیز كرده كه تنها برای لقمه نانی آماده دریدن هم باشند این خانواده در زیر پوست شهر در حالی روزگار میگذارند كه شاید.. شاید.. شاید.
مادر در این خانه تمرین فرشته بودن میكند و فرزندانش در زیر تكه سقفی با ذره هوایی برای نفس كشیدن راضی اند، نگاه خیره ام را از روی چهره بیمارگونهاشان بر روی فرش دستبافت فرزند بزرگتر میدوزم و طنین صدای فرشته خانه را به نجوا میشنوم . این یك بیماری پوستی است به اسم " گزرودرماپیگمن توزا ".
از هفت سالگی گریبانگیر پسر و دو دخترم را گرفته است، نگاهم را بلند میكنم و به دستهای پرمهر خواهر كوچك نگاه میكنم، او كك و مكهای صورت برادر را كرم میزند و لبخند را از صورتش دور نمیكند، حالم بد میشود از آدمهایی كه تو فكر یك سقفند، یك سقف بی روزن!
خواندنيترين عبرتهاي روزهاي پاياني صدام و حكومتش به التجاء او به حضرت سيدالشهداء (ع) برميگردد كه خواندنش بسيار عبرتانگيز است.
تازهترين افشاگريها، حاكي از تزوير و توسل دروغين صدام به امام حسين (ع) است.
بر اساس اين گزارش، 13 سال پس از جسارت صدام به بارگاه قدسي حضرت اباعبدالله الحسين(ع) و كشتار بسياري از شيعيان و سادات و علماي حسيني، حسني و علوي توسط اين جنايتكار و در حالي كه شمارش معكوس حمله به حكومتش به ثانيههاي پاياني نزديك ميشد موسم عاشوراي حسيني در زمستان سال 2003 فرا رسيد. صدام كه خود را در لبه پرتگاه ميديد و حتي براي فرار از حمله اربابانش تعداد فشنگهاي تفنگهاي ارتش رو به زوالش را نيز به سازمان ملل متحد داده بود دست به دامان امام حسين (ع) شد تا بدينوسيله با بدست آوردن همراهي شيعيان كه اكثريت جمعيت عراق را تشكيل ميدادند براي حكومت خود سپر و حفاظي ايجاد كند.
در آن روز صدام دستور داد 72 ديگ بزرگ غذا آماده كنند و در خبرها اعلام كنند كه صدام حسين براي امام حسين (ع) و به تعداد شهداي كربلا نذري خواهد داد.
ثامن: همسر سابق مسعود رجوی به تازگی به افشاگری علیه وی پرداخته است.
فیروزه بنی صدر ، دختر رییس جمهور معزول و فراری ایران که پس از فرار پدرش به همراه رجوی به عقد سرکرده گروهک منافقین درآمد، طی مصاحبه ای گفته است : رجوی به صورتی دگم و هیستریک به دنبال مطرح شدن و به دست آوردن قدرت در ایران بود و به همین خاطر نیز بر تصمیم خودش مبنی بر رفتن به عراق اصرار ورزید و با این کار خودش و همه اعضای خانواده و اعضای گروه را به سقوط و هلاکت کشاند.
وی عامل اصلی طلاق خود از رجوی را رفتن وی به عراق و همکاری با صدام در دوران جنگ صدام با ایران دانست و با اشاره به نقش برخی اطرافیان رجوی در تحریک وی همچون محمد علی جابرزاده، افزود: اگر اطرافیان رجوی می خواستند، می توانستند نقش بازدارنده داشته باشند، اما بیشتر اطرافیان مرعوب شخصیت دگم و هیستریک وی شده بودند و اصرار من نیز نتوانست از این تصمیم جلوگیری کند.
وی که در ۱۶ سالگی به عقد رجوی در آمده بود، در رابطه با زن بارگی رجوی و سرکوب مردان در تشکیلات، آن را نشان از فرقه بودن این گروهک دانسته و با مقایسه عملکرد این گروهک با فرقه ای که رهبر آن در ماه رمضان به تحریف شریعت پرداخته و خوردن شراب و رابطه با جنس مخالف را آزاد کرده بود، برخی عملکرد رجوی را مستثنی از این امر ندانست.
شایان ذکر است به نظر می رسد فقدان حضور رجوی در تجمعات و رسانه ها، که شایعه مرگ وی را گسترده کرده؛ سبب جرات یافتن فیروزه بنی صدر بر بیان برخی نکات پس از ۲۶ سال از جدایی شده است، زیرا اغلب جداشدگان از رجوی از ترور شدن در صورت افشاگری علیه وی به شدت ترسانده شده بودند.
درست با همان سرعتی که جوهر خودنویس روی کاغذ کاهی پخش می شود، فیلم های کوتاه جنجالی نیز اعم از آنکه اصل، گزینش شده یا بدلی باشند، خیلی زود در سایت یوتیوپ و در گروه های مختلف اجتماعی عضویت دارند. از سخنران مذهبی حجت الاسلام مهدی دانشمند نیز فیلم کوتاهی در این عرصه توزیع شده است که موضوع آن، مقایسه غیرت خروس و آدمیزاد است. این فیلم که قسمت کوتاهی از یک سخنرانی بلند است با ادبیات مخاطبان بیان شده است. این واعظ اصفهانی هر چند تلاش می کند تا با منبرهای خاص خود، ارتباط نزدیک تری با مخاطبان برقرار کند، با این حال تاکید دارد که نباید شان روحانیت را نادیده گرفت؛ آن گونه که در فیلم مارمولک چنین شد. در انتهای خیابان بوستان ششم، خیابان پاسداران حسینیه ای به نام بنت الزهرا (س) قرار دارد که به همت سردار جوادزاده و به یاد شهیدان این خانواده برپا شده است. در همین حسینیه و پس از شنیدن سخنرانی جذاب مهدی دانشمند و دیگر واعظان و مداحان این مجلس، به سراغ او می رویم تا سبک ویژه خود در سخنرانی دینی را برای خوانندگان همشهری ماه تشریح کند.
مصیبتهای این زن یونانی به همین جا ختم نمیشود؛ او دختری نوجوان داشت كه در سن 16 سالگی هدف تجاوز به عنف از سوی عدی پسر بزرگ صدام واقع میشود. طبق معمول، پریرسولا هیچ كاری از دستش برنیامد و مدتها در این زمینه سكوت كرد و تنها به دخترش كه بشدت افسرده شده بود، دلداری میداد. او شش ماه بعد، خیلی آرام ماجرا را برای صدام توضیح میدهد و صدام نیز برای تنبیه عدی تنها چند ساعت بدون محاكمه و تحقیق او را زندانی میكند، اما همین چند ساعت كافی است تا محافظان عدی چند روز بعد این زن را به قصد كشت كتك بزنند تا دیگر جرأت نكند ماجرایی را برای صدام تعریف كند.

'پاریسولا لمپسوس' زنی یونانی است كه به همراه دختر نوجوانش، سالها طعمه هوسرانیهای صدام و پسرش بوده، در كتابی، ماجرای روابط خود با صدام را تشریح كرده است.
به نقل از فارس
![]() وقتي از گوشه و كنار خبر شديم كه بازيگر نقش«خاله قزي» در سريال پرطرفدار «خوش نشينها» مادر شهيد است، به فكر افتاديم كه براي مصاحبه برويم سر وقتش.شب جمعه ، سوم محرم مطابق قرار قبلي به منزل خانم سعيدي ، واقع در يكي از محلات جنوب شهر تهران رفتيم. |
بقیه مطالب و عکس ها را در ادامه مطلب بخوانید
اگر از شما سوال کنند یکی از مربیانی که همواره با موضع گیری های خود، فضای رسانه ها ، فوتبال و حتی سیاست را تا مدتی تحت تاثیر سخنان خود قرار می دهد معرفی کند بی شک ازمحمد مایلی کهن به عنوان انتخاب اولنام می برید.
به گزارش سرویس ورزشی «فردا» هفته نامه «تماشاگر» گروه مجلات همشهری در بخش وقت اضافه شماره 29 خود ، گفتگویی خواندنی با مرد حاشیه ساز عرصه ورزش دارد.
بخشهایی از این گفتگو به همراه مقدمه مهدی حدادپور را در ادامه مطلب میخوانید:
عمل جراحي شروع شد و خال بالاي گونهام با استفاده از يك دستگاه بيرون آورده شد. پس از فرو نشستن تورم ناشي از عمل، شباهتم به صدام بيشتر شده بود؛ به نحوي كه بيشتر از دو انسان دوقلو به هم شبيه شده بوديم. به محض مراجعت، محمدالجنابي، كيفي حاوي چند ريش مصنوعي و چند عينك به من داد و دستور اكيد صادر كرد و گفت: «بايد عادت كني كه وقتي خارج از قصر هستي ناشناخته بماني. اين عينكها و ريش را امتحان كن
بقیه در ادامه مطلب