عرفه گذشت اما مطلبی را در وبلاگ یکی از همکاران خود به نام آقای سعیداکبری مشاهده کردم که جا دارد در اینجا بیاورم چون بنظرم تازگی و طراوت داشته و کهنه نمی شود و مختص ایام خاصی نمیتواند باشد:


مي گويند روز عرفه روز دعا كردن و خواستن است .

اما وقتي خوب فكر مي كنم مي بينم كه بايد دعا كنيم كه خدا خيلي چيز ها را از ما بگيرد تا آنكه بدهد .

اگر مال و ثروت بخواهم در حالي كه طمع در درونم زنده شده است ديگر از خواستن سير نمي شوم پس بايد بگويم خدايا طمع را از من بگير .

اگر علم بخواهم در حالي كه عُجب تمام وجودم را فراگرفته و با عالم تر  شدنم مغرور تر مي شوم پس قبل از علم خواستن بايد بگويم خدايا ما را از عجب خالي ساز .

اگر پست و مقام و جايگاه اجتماعي بخواهم در حالي كه انساني متكبر و مغرور هستم بهتر است كه از خدا بخواهم كه خدا كبر را از وجودم خالي سازد و آنگاه در بستر تواضع چنين جايگاهي را طلب نمايم.

و اگر قرب الي الله بخواهم در حالي كه خود بين هستم بهتر است كه نخواهم و از او بخواهم كه مرا به همه اين رذايلي كه به آن مبتلا هستم  آگاه سازد مرا مشغول خود سازد اما نه خودي كه خودبيني  آورد بلكه خانه را آب و جارو سازم تا  شايسته حضور دوست شود .

پس باز هم بايد خيلي چيز ها بخواهيم .....

ولي بهتر است از زبان امام حسين(ع) يك چيز بيشتر نخواهيم :

ماذا وجد من فقدك و ما الذي فقد من وجدك...

فقط او را بخواهيم كه وقتي او آمد ديگر من و خواسته هاي من جايگاهي ندارد.